تبریزتریپ

Nazar-Amulet
Travels Cover
وبلاگ تبریزتریپ

افضل‌الدین خاقانی‌ | بزرگ‌مرد شعر و ادب آذربایجان

چهارشنبه، ۲۹ فروردین ۱۳۹۷ خاقانی

ببینید: بوستان خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب آذربایجان به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او هم‌اکنون در شهر تبریز در مقبره‌الشعرا قرار دارد.

خاقانی در سال ۵۰۵ – ۵۲۰ هجری – در شروان یا شیروان چشم به جهان گشود. پدرش، به نام علی در شروان به شغل درودگری اشتغال داشت؛ آن‌گاه که جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند، عمویش به نام کافی‌الدین سرپرستی وی را به‌عهده می‌گیرد. کافی‌الدین مردی فرهیخته بود و به شغل داروگری اشتغال داشت. وی که ظاهراً در فقه، ادبیات و به‌ویژه در نثر دست داشت، در تربیت و آموزش برادرزاده خود، کوشش فراوان به عمل می‌آورد که شاعر نیز از آن یاد کرده‌است.

مرگ کافی‌الدین، خاقانی را عمیقا متأثر می‌نماید که به همین مناسبت و به منظور بزرگداشت وی، چندین قصیده و مراثی سروده‌است. از دیگر وقایع تلخ زندگی خاقانی مرگ فرزندش «رشید» در سن بیست سالگی است که بدین مناسبت نیز احساس خود را به نظم کشیده‌است.

خاقانی همواره مورد استقبال و و اقتباس دیگر شاعران قرار گرفته‌است. حتی شاعران بلندپایه‌ای مانند سعدی و حافظ بسیاری از ابداعات و مضامین او را استقبال و تضمین نموده‌اند.

مقبره‌الشعرای تبریز، محل دفن حدود ۴۰۰ تن از دانشمندان و ادیبان نام‌آور ایران است.همچنین دیوان خاقانی یکی از پیچیده‌ترین دیوان‌هاست و به همین سبب از منظر مقام سخنوری و توانایی، در بین عامه مردم از توجه کمتری برخوردار است. چون هم فهم درست و لذت بردن از اشعارش نیاز به سطح بسیار بالایی از چیرگی به زبان پارسی و دیگر دانش‌ها مانند: پزشکی کهن ایرانی که بیشتر بر مبنای گیاه‌شناسی و داروشناسی بود، نجوم، تاریخ، قرآن‌شناسی و حدیث‌شناسی دارد ؛ و هم اینکه خواننده باید با شعر پارسی از دیدگاه فنی و به اصطلاح «صنعت شعر»، به حد کافی مطلع باشد تا بتواند به اشعار پرمغز خاقانی بدرستی پی‌ببرد.

خاقانی یکی از شاعران کلاسیک ایران است که بعضی از آثارش بازتاب صادقانهٔ زندگی واقعی او است. بعضی از قطعات و قصیده‌های خاقانی بازگو کنندهٔ رخدادها و اتفاقات واقعی زندگی شاعر هستند. از همین‌رو، با وجود این‌که سبک شعر خاقانی تصنع است بازهم خوانندهٔ آشنا با اشعار خاقانی بدون شک با بسیاری از خصوصیات زندگی شاعر، ویژگی‌های اخلاقی، احساسات واقعی و بطورکلی با شاعر از دیدگاه روانشناسی و جامعه‌شناسی زمان وی آگاه می‌گردد.

خاقانی در سال ۵۷۷ – ۵۹۵ هجری – در شهر تبریز درگذشت.

آثار خاقانی

قصاید خاقانی به نسبت در مرتبه‌ای بالا قرار دارد. از او قطعات بسیار خوبی نیز دردست است اما غزلیاتش در سطح قصاید او نیستند. شعر خاقانی سبکی دیریاب و بغرنج دارد و بیشتر، نظمی است هنرمندانه با گرایش‌های سخنوری و دقایق لفظی. از آثار خاقانی که در دست است یکی دیوان اشعار اوست و دیگری مثنوی تحفهالعراقین. علاوه برآن، می‌توان به منشأت خاقانی و مثنوی کوتاه ختم‌الغرایب نیز اشاره کرد.

خاقانی آن کسان که طریق تو می‏روند زاغند و زاغ را روش کبک آرزوست

بس طفل کارزوی ترازوی زر کند بادام از آن خرد که ترازو کند ز پوست

گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست

تأثیر هنر خاقانی بر حافظ

بنا به وجود مضامین و تعابیر همانند در اشعار خاقانی و حافظ و سعدی و نیز با توجّه به پاره‌ای از غزلیات هم‌وزن و قافیهٔ آن‌ها می‌توان نگرش این دو شاعر بزرگ را به دیوان خاقانی نتیجه گرفت. به عنوان نمونه می‌توان موارد زیر را شاهد آورد:

دیدی که یار چون زدل ما خبر نداشت ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت

خاقانی

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت؟ بشکست عهد و از غم ما هیچ غم نداشت؟

خاقانی و نظامی

از معاصران خاقانی میان او و نظامی گنجوی بسبب قرب جوار رشته‏های مودت مستحکم بود و چون خاقانی درگذشت،نظامی در رثایش چنین سرود:

به خود گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی

برخی از اشعار ترکی خاقانی

جانیم نه قدر وار منه جانان سن اولارسان
جاندان دا عزیز اولسا بیر اینسان سن اولارسان
سن ایندیه دک قلبیم اوچون قلب دین ای یار
بون دان سورادا جانیم اوچون جان سن اولارسان
هر یاره م ایر اولسا اونون مرهمی سن سن
هر دردیم اولارسا اونا درمان سن اولارسان
کونلون نئجه ایسترسه ائیله ور منه فرمان
عومروم نه قدر وار منه سولطان سن اولارسان
ائیلرسم اگر شرحینی ایمانیله کوفرون
باش حرفیله سر لوحه دیوان سن اولارسان
بوندان بئله آلادتما منی کوفرله دین له
خاقانیه هم کوفر و هم ایمان سن اولارسان
خاقانی نه دیر گلسن اگر ای گوزو شهلا
البته کی خاقانیه خاقان سن اولارسان.

کونلوم چیخیب گئدیبدیر ، بیلمم نه جور بلا وار
من کی عزیز توتاردیم ، بس بوندا نه قضا وار؟
ظنیم چاتان مکاندان سوردوم ، سوراغین ائتدیم
الدن دوشوب یورولدوم ،یوللا چوخ جفا وار
هی اختاریب سوروشدوم ، بیر تاپمادیم نشانه
یارب اونون باشیندا نه گیزلی ماجرا وار؟
ائتدیم گومان کی بلکه قاچمیشدیر عشق الیندن
عشقه دوشوب او ، یوخسا ظننیمده بیر خطا وار؟
سویموش مگر چئکیلدی ، تورپاغا هوپدو گئتدی
یا قوش اولوب او اوچدو ، باشیندا نه هوا وار؟
اوچ گون سوارغین ائتدیم ، جار چئکدیم هر طرفده
اوندان بو هنده ورده نه صوت ، نه صدا وار
کیمدیر خبر وئرن بیر یورغون غریب اورکدن؟
آیا بو دره آخیر بیر چاره ، بیر داوا وار؟
دیل آچدی بیر اوشاغ کی ، خاقانی اولما غمگین
بیر افتین تئلینده بیرقلبی موبتلا وار

بیلدیم‌ کی‌ بو نازوندان‌ بیر لحظه‌ دایانمازسان‌
کونلومده‌ اولان‌ درده‌ هرگیز سن‌ اینانمازسان‌
معناسی‌ نه دیر دوشسم‌ تورپاغیوه ذیلت‌ له‌؟‌
اؤپـسم‌ ده ‌ایاغوندان‌ بیر حالیمه‌ یانمازسان‌
سـوز وئرمیشدون ‌کامه ‌آمما بو نه‌ تئز لیکله‌
بیـر عومورگئچیب ‌گئتدی، ‌اوزوعده‌ وی ‌دانمازسان
ٍمن ‌اؤلمه‌لی ‌اولسامدا، باری‌ سـن ‌اؤزون‌ اولـدور‌
لاکین‌ بیلیرم‌ لطفون قانیمه بـولانمازسان
خاقانی‌نین ‌هرده‌ن ‌بیر دؤیدون‌  قاپی‌سین‌گـؤردون‌‌
قان‌منزلی‌نی‌ باسـمیش‌،قـاچدین‌داها  آنمازسان
خاقانـی‌اؤز عشقوندا ثابیت‌ قدم‌ اول‌ جان‌ قوی‌
باش‌ گئتمه‌ سه‌ بو یولدا  وصلینی‌ قازانمازسان

ای خاقانی، بو دنیادا هر زمان
آنان وئرمیش زحمتیله سنه جان
سو، چوره یین قیت اولسادا آتمادین،
یوردون اولدو بو عذابلی، دار شروان
هئچ بیر کسه سن اولمادین طفیلی
کومک آلدین آللاهدان و آنادان
سن اوتوردون کولگه کیمی آنانین
چهره سینین کولگه سینده آن به آن
ای آق قارتال! نه وقته دک اولاجاق
آنا یوردو وجودونا آشیان؟
نه وقته دک، عیسی کیمی آتاسیز
آنا ایله تانیسینلار سنی؟ قان!
بیر دفعه ده خضر کیمی یوخا چیخ
بسدیر اولدون آنانلا همخانمان!
سن قیمتلی بیر درسن، ندندیر
اولدون آنا آستاناسیندا پنهان؟
سن عقللی اولادسانسا دیله گل
آنا کیمی اوزونو دانلا بیر آن
هر نه ائتسن آنا حقین اونوتما
بیل، آناندیر سنه ائده ن جان قربان
بو آنانین خاطرینه، دشمنده ن
گلن درده دوزوب، سن اول مهربان
قورخ اوگونده ن، بیر گون سنی تک قویوب
ابدیلیک آنان کوچر دنیادان