تبریزتریپ

Nazar-Amulet
کنسولگری متروکه آلمان

کنسولگری متروکه آلمان نازی در تبریز

آخرین بروزرسانی در شنبه، 18 فروردین 1397

کنسولگری آلمان در تبریز یک مکان دیپلماتیک و سیاسی در تبریز بود که در محله بارون‌آواک تبریز در سال ۱۹۰۰ میلادی تأسیس شد. این کنسولگری در دوران نخست وزیری دکتر مصدق بسته شد غیر از کنسولگری ایالات متحده و کنسولگری اتحاد جماهیر شوروی که به فعالیت خود تا زمان انقلاب اسلامی ادامه دادند.
طبق اعلام کارشناسان تاریخی کنسولگری آلمان در دوران مشروطه در محله بارون‌آواک احداث شده و یکی از معدود ساختمان‌های کنسولگری باقی‌مانده تبریز قلمداد می‌گردد که در میان باغی باقی‌مانده است و در صورت ساماندهی و مرمت به یکی از مکان‌های گردشگری تبریز می‌تواند تبدیل شود.

طبق اسناد جنگ‌ جهانی دوم، یکی از کنسولگری‌های آلمان نازی در سال ۱۳۲۰ در تبریز واقع شده بود. بیش از ۱۵ نیروی اداری و نظامی آلمان در کنسولگری این کشور در تبریز مشغول فعالیت بودند. این تعداد علاوه بر ساکنان و مستشاران آلمانی ساکن تبریز بود. با اشغال تبریز توسط روس ها که از چهارم شهریورماه آغاز شد. نیروهای آلمانی حاضر در تبریز هرکدام به فکر فرار از این شهر افتادند. برخی از این افراد با انتخاب بی راهه ها توانستند خود را نجات دهند اما افراد باقی مانده اسیر روس ها شدند و سپس توسط آنها اعدام شدند.

رضا سرابی اقدم پزوهشگر و موزه دار تبریزی ماجرای جالبی را از آن دوران نقل میکند. او در گفت‌وگو با خبرنگار آناج در این خصوص میگوید: من امروز در موزه خود اسناد و وسایلی از سربازان و کادر کنسولگری آلمان نازی در تبریز دارم که در نوبه خود جالب و پر اهمیت است. اسناد بجا مانده از کنسولگری آلمان در تبریز نشان میدهد، آلمانی ها مراودات تجاری مهمی با اهالی آذربایجان و تبریز داشته اند.

وی داستان پیدا کردن و نگهداری این اسناد را اینگونه تشریح میکند: من با توجه به مطالعات و تحقیق هایی که داشتم، میدانستم که آلمان نازی در تبریز کنسولگری داشت. ساختمان این کنسولگری در گذرگاه تربیت تبریز و در مکان پاساز پردیس فعلی قرار داشت که این بنا چندین سال قبل تخریب و بجای آن پاساژ پردیس ساخته شد البته آن بنا دیگر به آلمانی ها تعلق نداشت و در اختیار یک فرد تبریزی بود.

آن فرد تبریزی در دوران جوانی مستخدم و پیشکار آلمان ها در کنسولگری بود. وی زمانی که روس ها وارد تبریز میشوند از بیم دستگیری و مرگ مدتی خود را در روستاهای اطراف تبریز، گم و گور میکند. و پس از چند سال از تمام شدن جنگ جهانی دوم وقتی جوان ۲۲ ساله‌ای است به خانه ای که زمانی کنسولگری آلمان بود و اکنون متروکه شده، بازمیگردد.

سرابی اقدم میگوید: من این فرد را چندین سال پیش درحالی که سنی از او گذشته و بیمار بود پیدا کردم. فرزندانش در خارج از کشور زندگی میکردند و او به دلیل کهولت سن ناتوان شده بود. وی همچنین به دلیل ترسی که آن زمان بر او مستولی شده بود فوبیای روسی داشت به این مضمون که فکر میکرد من از طرف روس ها مامور هستم تا او را تخلیه اطلاعاتی کنم و سپس او را بکشم. من بیش از ۷ سال کنار وی بودم. او را نزد پزشک میبردم و کارهای شخصی اش را انجام میدادم و به نوعی پیشکارش شده بودم تا در نهایت توانستم اعتمادش را جلب کنم. او پس از اینکه اعتمادش را جلب کردم اتفاقات و ماجراهای آن زمان را برایم نقل کرد.

سرابی اقدم در ادامه سخنانش به نقل از آن پیرمرد میگوید: مستخدم جوان تبریزی وقتی با ترس و واهمه به کنسولگری آلمان برمیگردد دیگر اثری از آلمان ها نیست. چند سال آنجا زندگی و مدتی بعد در آنجا ازدواج میکند. وقتی طرح اصلاحات ارضی محمدرضا پهلوی به اجرا در می آید او در آن زمان از این فرصت استفاده کرده و با استشهاد محلی خانه را به نام خود میکند.

سرابی اقدم می افزاید: من میدانستم که در آن خانه اسناد قابل توجهی از فعالیت آلمان ها باقی مانده است. حتی چند باری به آن خانه رفته و گوشه و کنارش را بررسی کرده بودم اما هیچ چیز قابل توجهی پیدا نکردم. در نهایت و پس از ۷ سال که توانساه بودم اعتماد پیرمرد را جلب کنم، از او خواستم که اگر اسنادی از آلمان ها دارد به من بدهد. وقتی پیرمرد به من اعتماد کرد به خانه متروکه رفتیم و او در زیر زمین خانه، زیر زمین مخفی دیگری که توسط خود او سالها از دید همگان پنهان مانده بود را به من نشان داد.

وقتی دریچه زیر زمن را باز کردم با وسایل و اسناد قابل توجهی برخورد کردم. اسناد مراودات تجاری آذربایجان و آلمان، چندین قلم ابزار و ادوات جنگی سربازان نازی، پرچم های منقش به علائم نازی و چندین مهر و مدال و نشان افتخار. این وسایل هم اکنون در موزه شخصی بنده موجود است.

منابع: ویکی‌پدیا، آناج / نوید اسماعیلی

یک شهروند

با عرض سلام
جالب است اینجاپیشتر به عنوان کنسولگری آلمان بوده
چون زمان قبل از انقلاب به عنوان شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کنسول) معروف بود و پر درخت و سرسبز و پس از انقلاب در دست اموزش پرورش افتاد و تبدیل شدبه (مدرسه دخترانه سمیه) ودرحال حاضر خالی و متروک چون آشنایی در همان منطقه دربند ترکیان داشتیم و رفت و آمد داشتیم (خدا رحمتشان کند) بیو گرافی این عمارت را از آنجا شناخته بودیم
بد نیست این هم مانند خانه کمپانی ها باز سازی شود

پنجشنبه، 4 دی 1399
    تبریزتریپ

    سلام. ممنون از اطلاعات شما. لطفا اگر چیزهای بیشتری از اینجا می‌دانید در صورت امکان از بخش مشارکت برایمان بفرستید تا با نام خودتان در این صفحه منتشر شود.

    دوشنبه، 8 دی 1399
پرستو

سلام میشه عکس های بیشتری بذارید؟

چهارشنبه، 6 اسفند 1399


۱. اگر خاطره یا تجربه‌ای درباره این مکان دارید اینجا بهترین جا برای به اشتراک‌گذاری اون هست.

۲. لطفا فقط دیدگاه، خاطره یا تجربیات‌تون در مورد مکان فوق رو اینجا بنویسید. برای تماس با ما یا مشارکت در پروژه به صفحه تماس با ما مراجعه کنید.