تبریزتریپ

Nazar-Amulet

گورستان پینه شالوار

آخرین بروزرسانی در سه شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۹۶

بر روی نقشه

تور سه‌بعدی

اگر حتی ساعتی را در شهر تبریز گذرانده باشید، حتما به پارک زیبای ائل گلی سر زده‌اید، ولی در حدود ۳ یا ۴ کیلومتری این پارک روستایی وجود دارد که اکنون شادباش مشایخ خوانده می‌شود. وقتی از اهالی تبریز راجع به این روستا سوال کنید نهایتا فقط نام روستا را شنیده‌اند. قدیمی‌ترها هم می‌گفتند قدیمی‌ترین قبرستان تبریز در این روستا واقع شده است، حتی اینطور نقل می‌شود که افرادی به امید دستیابی به گنج‌های معروف قبرستان‌ها به کاووش در این منطقه پرداخته و خاک آنجا را زیرو رو کرده‌اند.

 

گورستان معروف پینه شالوار در محدوده جنوب شرقی تبریز و در شرق روستایی با همان نام قرار گرفته است. قبرستان شاد آباد مشایخ یا پینه شلوار از قبرستانهای قدیمی و تاریخی شهر تبریز است که قدمت آن به پیش از اسلام می‌رسد. این نواحی به دلیل مجاورت در دامنه‌های کوه سهند دارای آب و هوای خنکی در تابستان است. سهند دارای قله‌های آتشفشانی است و اطراف آن معادنی از سنگ‌هایی وجود دارد که از گذشته تاکنون در ساخت و سازهای مختلفی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

در این قبرستان سنگ‌هایی دیده می‌شود مانند سنگ افراشته‌های قبرستان خالد نبی که به شکل آلت انسان ساخته شده و هیچ کتیبه یا سنگ نوشته‌ای ندارد. در ابتدای ورود به منطقه، درباره گورستان و افسانه‌های پیرامون آن اهالی توضیحاتی را به گردشگران می‌دهند. حتی گفته شده عده‌ای از مشایخ و عرفا و امرای قرون هفت و هشت و نه هجری تبریز در این گورستان به خاک سپرده شده‌اند.

در این قبرستان به غیر از مردم بومی اجازه دفن افرادی از خارج روستا داده نمی‌شود. این گورستان بارها مورد حمله سارقین آثار باستانی قرار گرفته و شبانه افرادی برای حفاری گورها آمده‌اند و با وجود اینکه اهالی محلی گزارش‌هایی به مسئولان داده‌اند، ولی کسی اعتنایی نکرده است.

 

دوره‌های تاریخی

در گورستان پینه شالوار ما شاهد سه دوره ساخت سنگ قبرها هستیم:

۱-  قبرهایی با آلات تناسلی مردانه و زنانه (البته سنگ قبرهایی با طرح آلات تناسلی زنانه اکنون در این گورستان مشاهده نمی‌شود، ظاهرا توسط غارتگران نابود شده‌اند).

۲-  سنگ قبرهایی که مشابه آنها را در تبریز و شهرهای دیگری چون اهر، مراغه، خوی و اردبیل و… نیز می‌توان مشاهده کرد و هیچ‌گونه شناسنامه واقعی ندارند، به غیر از برخی سنگ قبرها که مورد دستکاری قرار گرفته، بقیه الفبایی به خود ندارند و از روی برخی مشخصات می‌توان فهمید مربوط به ارامنه مهاجر هستند. سنگ قبرهای این دوره از جنس سنگ خارا است و با شکل‌ها و نمادهایی به شکل سنگ قبرهای آرامستان مریم ننه مارالان دیده می‌شود.

۳- سنگ قبرهای اسلامی که دارای متن‌ها و تاریخ‌های جدید هستند. سنگ قبرها کوچک‌تر و با خط کوفی روی آن مشخصات و سال تدفین اموات روی آن نوشته شده است.

بررسی این سه نوع سنگ قبرها ما را با شرایطی بسیار جالب و قابل توجهی آشنا می‌کند، به طوری که شاهد سه نوع جمعیت ساکن در منطقه هستیم که از لحاظ فرهنگی هیچ ارتباطی با همدیگر ندارند و اجزای فرهنگی آنها هیچ نوع ارتباطی را برایمان نمایش نمی‌دهد.

همچنین می‌توان دوره چهارمی را نام برد که تدفین‌هایی است که در زمان معاصر توسط اهالی روستا انجام شده است.

 

در سنگ قبرهایی که از آنها یاد شد می‌توان سوراخ‌هایی به شکل مربع و مستطیل در بالای سنگ قبرها دید. مردم روستا و محلیان در مورد این سوراخ‌ها می‌گویند: «روستاییان در این سوراخ‌ها آب و دانه می‌ریختند تا پرندگان از آن تغذیه کنند و ثواب آن نصیب صاحب قبر باشد.»

اما بر اساس مشاهدات تاریخی می‌توان گفت این سنگ‌ها را به صورت سوراخ (مادگی) و برآمدگی (نرینگی) می‌ساختند تا سنگ ها را به هم اتصال دهند (اکنون نیز از این تکنیک در سنگ تراشی و نجاری استفاده می کنند).

در کل محوطه گورستان که بگردید، حتی یک نماد افراشته و سالم هم نمی‌یابید، تمام آنها به نحوی شکسته و خراب شده‌اند و شاید بتوان گفت سالم نبودن حتی یکی از این نمادها تعمدی بوده است.

 

قبرها مکان مشخصی ندارند و در جای جای قبرستان پراکنده‌اند، البته جستجوی دقیق لازم نیست و می‌توان این سنگ‌های منحصربه‌فرد را به راحتی پیدا کرد. نکته جالب فرسایش این سنگ‌ها در مقابل باد و باران و گرما و سرماست که به خوبی گذر زمان را بازگو می‌کند. جنس سنگ‌ها از نوعی سنگ خارای سخت است و فرسایشی این چنین گویای قدمت بسیار این سنگ‌هاست.

 

یکی از مدفونین قبرستان شادآباد مشایخ (پینه شلوار)، سلطان اویس بن امیر شیخ حسن بزرگ ایلکانی است که دومین سلطان جلایریه است. این شاهزاده جوان بعد از پدر مشهورترین امیر جلایریه بود. امیری شجاع، تربیت یافته، شعر دوست و شاعر و سلطان عارف مسلکی بود. سلطان اویس پادشاهی عدالت گستر و رئوف و کریم‌الطبع بود. اغلب اوقات با عرفا و مشایخ و شعرا می‏‌نشست. سلطان اویس به عمران و آبادی بیشتر علاقه‌مند بود. یکی از مسافرین اروپایی که به ایران سفر کرده و تبریز را دیده است نوشته که در تبریز عمارتی به نام دولتخانه ساخته بود که هزاران اتاق و منزلگاه داشت و برای پذیرایی مسافرین آماده بود.

از تاریخ قبرستان و فلسفه نماد‌ها مطلب قابل قبولی یافت نشده است و اطلاعات دقیقی در این مورد وجود ندارد و این مسئله ما را در بازیافتن تاریخ دقیق و آشنایی کامل با این قبرستان منحصربه‌فرد و خاص بازمی‌دارد.

منبع: کجارو

۱. اگر خاطره یا تجربه‌ای درباره این مکان دارید اینجا بهترین جا برای به اشتراک‌گذاری اون هست.

۲. لطفا فقط دیدگاه، خاطره یا تجربیات‌تون در مورد مکان فوق رو اینجا بنویسید. برای تماس با ما یا مشارکت در پروژه به صفحه تماس با ما مراجعه کنید.